موفقیت

یه داستان برای افراد جویای موفقیت...

روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود.مردی میان سال در زمین کشاورزی خودش مشغول کار بود. حاکم تا او را دید ، بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند.روستایی بی نوا با ترس در مقابل تخت حاکم ایستاد. به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت: _بهترین قاطر به همراه افسار و پالان خوب به او بدهید!!

بعد حاکم از تخت پایین آمد و آرام آرام شروع به قدم زدن کرد و گفت: _میتوانی بر سر کارت برگردی! ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت!! همه حیران از آن عطا و بی اطلاع از حکمت این جفا ، منتظر توضیح حاکم بودند. حاکم پرسید : _مرا می شناسی؟ بیچاره گفت: _شما حاکم نیشابور و تاج سر رعایا و مردم هستید.حاکم گفت: _آیا قبل از این همه مرا میشناختی؟ مرد با درماندگی و سکوت به معنای جواب «نه» سرش را پایین انداخت.حاکم گفت: _بخاطر داری بیست سال قبل با هم دوست بودیم و در یک شب بارانی درِ رحمت خدا باز بود دوستت گفت:..«خدایا به حق این باران رحمتت مرا حاکم نیشابور کن! و تو محکم بر گردن او زدی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم هنوز اجابت نشده آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟... یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد.حاکم گفت: _این هم همان قاطر و پالانی که می خواستی ، این کشیده هم تلافی همان کشیده ای که به من زدی...فقط می خواستم بدانی که برای خداوند ، بخشش حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرقی ندارد. فقط ایمان و اعتقاد ما به خداست که فرق دارد...خدا بخواه... فقط بخواه و زیاد هم بخواه... خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست!

به شرط آنکه به خواسته هایت ایمان داشته باشی و تلاش کنی.

جهت هر حاجت وگرفتاری

ملا محسن فیض کاشنی (ره)در الئالی المخزونه                                                                

 

   نقل می نماید که اگر کسی را حاجتی به درگاه خداوند(جل جلاله) باشد ومطلبی را از خداوند (عظم شانه )    بخواهد از حیث ثروت - علم وعمل وغیر ذالک یا انکه به بلایی گرفتار باشد از قبیل فقر - بدبختی -هلاکت  –ناخوشی جسمانی یا نا راحتی روحی باید  سه شب جمعه بعد از گذشتن دو ثلث از شب جمعه  تقریباساعتی قبل از اذان صبح) بیدار شودو وضوی کاملی بعمل اورد به نیت قربت وسپس  دو رکعت نماز حاجت بخواند به حمد وهر سوره ای که خواست وبعد از ان صد مرتبه صلوات بفرست   وهزار ویک مرتبه بگوید :

 

(( بسم الله الرحمن الرحیم بحق بسم الله الرحمن الرحیم))

 

وبعد از ان دوباره صد مرتبه صلوات بفرستد ومطلب خودرا از خداوند (عز ذکره) بخواهد که انشا الله بر اورده است واگر دفعهء اول بر اورده نشد شب جمعه دوم انجام   دهد واگر نشد شب جمعه سوم انجام دهد که انشاء الله تخلف ندارد .

 

 

همچینین در اللئالی فیض کاشانی (ره) است که گاه شخصی دچار سختی بشود یا حاجتی داشته باشد که هیچ جای امیدی برای بر اوردن ان نباشد در اخر شب واگر ثلث سوم جمعه باشد بهتر است بر خیزد و وضو بگیرد ودو رکعت نماز حاجت بخواند وبعد از نماز هفتاد بار این دعا را بخواند به اذن خدا مطلب حاصل شود و بسیار مجرب است.

 

((یا ابصر الناظرین یا اسرع الحاسبین یا اسمع السامعین     یا اکرم الاکرمین یا ارحم الراحمین ویا احکم الحاکمین))

بعد از دعا دست خود را بلند کند واز قاضی الحاجات حاجت  خود را بخواهد که روا است انشاء الله تعالی

دعایی برای گشایش کارها

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا 

.. پروردگار ما، از جانب خود به ما رحمتی بخش و کار ما را برای ما به سامان رسان

 

امام سجاد (ع) در دعای 54 صحیفة سجادیه فرموده اند که هر گاه اندوه و گرفتاری دنیا به شما روی آورد این گونه خدا را بخوانید: « یا فارِجَ الهَمِّ وَ کاشِفَ الغَمِّ، یا رَحمنَ الدُّنیا والاخِرَةِ وَ رَحیمَهُما، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمّدٍ وَ افرُج هَمّی وَاکشِف غَمّی یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَم یَلِد وَ لَم یوُلَد وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدٌ اِعصِمنی وَ طَهِّرنی وَ اِذهَب بِبَلِیَّتی . آن گاه آیةالکرسی (آیة 255 سورة بقره) و سورة فلق و ناس و توحید را بخوانید و بگویید: «ای خدای من، مانند کسی که نیازمندیش به نهایت رسیده و فریادرسی نمی یابد و نیرویش سست شده و نیرودهنده ای نمی شناسد و گناهانش بسیار است و آمرزنده ای سراغ ندارد... جان مرا آن دم بازستان که در ایمان استوار باشم و رشتة نیاز مرا از این جهان بگسل و میل و رغبت و نیاز مرا به آنچه در نزد توست قرار ده... خدایا میل و نیاز مرا در درخواست از خودت آن گونه قرار ده که آنچه دوستانت از تو می خواهند من نیز از تو بخواهم و از آنچه میترسند بترسم...»
امام صادق (ع) فرموده اند: «کسی که صبح و شب کند در حالی که بزرگترین اندوهش دنیا و خواسته های مادی باشد خداوند فقر و نیازمندی را بر سر راهش مینهد و کارش را پراکنده می گرداند و در دنیا به آنچه خواسته دست نمی یابد، مگر چیزی که برای او مقدر شده باشد؛ اما کسی که صبح و شب کند در حالی که بزرگترین اندوهش آخرت و دینداری و تحصیل رضایت خدا و پرهیز از قهر و عذابش باشد خداوند غنا و بی نیازی را در دل او قرار می دهد و کارش را منظم می کند.» از این رو، در تعالیم اسلامی، آمده است که به هنگام روی آوردن گرفتاریهای دنیایی به سوی خدا برویم و آنها را از نزد او بجوییم تا مصداق این روایت نگردیم.

چگونه اجابت دعا با قضای الهی و قوانین جاری آفرینش سازگاری دارد؟
سؤال دیگری هم مطرح است و آن این که آیا اساساً قوانین آفرینش استثناپذیر است؟ پاسخ در هر دو مورد منفی است: نه دعا با قضا و قدر الهی ناسازگاری دارد و نه قوانین استنثناپذیر است؛ و اگر تغییراتی در سنتهای جهان مشاهده می شود معلول تغییر شرایط است؛ و بدیهی است که هر سنّتی در شرایط خاصی جاری است و با تغییر شرایط، سنتی دیگر جریان می یابد و آن سنت نیز در شرایط خاص خود کلیّت دارد و آنچه را علوم تجربی بیان کرده است در شرایط مخصوص و به شکل محدود صادق است. بنابراین تغییر قانون و سنت نیز به حکم قانون و سنت است؛ ولی نه به این معنی که قانونی به حکم قانونی دیگر نسخ و باطل شود، بلکه به این معنی که شرایط یک قانون تغییر می کند و شرایط جدید به وجود میآید و در شرایط جدید، قانون جدید حکم فرما می شود. پس اگر مرده ای زنده شود و یا فرزندی بدون پدر متولد شود و یا بر اثر دعایی، امری خارق العاده پدیدار شود یا امری حتمی رفع گردد، خود حساب و قانونی دارد و برخلاف سنت الهی و قانون حاکم بر جهان نیست. منتهی مسئله این است که بشر همة سنتها و قانونهای آفرینش را نمی شناسد. از پیامبر اکرم (ص) پرسیدند: «با وجود این که هر حادثه ای در جهان به تقدیر الهی و قضای حتمی اوست، دعا و دوا چه اثری دارد؟» در پاسخ فرمودند: «دعا نیز از قضا و قدر الهی است.»

تاثیر ذکر لا حول و لا قوه الا بالله

امام صادق (ع) فرموده است: هرگاه از افراد قدرتمند یا هر چیز دیگری ناراحت و غمگین شدید ، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است و گنجی است از گنجهای بهشت.

رسول اکرم (ص) فرمود : ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» ۹۹ درد را شفا میدهد که ساده ترین آنها اندوه است

خدای مهربان و توبه پپذیر

‌ اوست مهربان و توبه پذیردر قوم بنی اسرائیل خشكسالی آمد و حضرت موسی ع مردم را برای دعا و طلب باران به كوه طور فرا خواند. جمع زیادی از مردم، عرفا و حق شناسان درگاه الهی همراه شدند و مشغول دعا گردیدند. اما پس از مدتی طولانی دعا و انابه، قطره آبی از آسمان نبارید. موسی ع از خداوند سؤال كرد: دلیل عدم استجابت دعای آنان چیست؟ خطاب آمد: در جمع شما، جوان گنهكاری هست كه حضور او مانع بالا رفتن دعای شما می‌شود. موسی ع رو به مردم كرد و فرمود: آن جوان گنهكار كه خود هم می‌داند، جمع ما را ترك گوید تا دعاهایمان مستجاب شود. اما كسی بلند نشد. در همین حین، باران شروع به باریدن كرد. موسی ع عرضه داشت: پروردگارا! آن جوان كه هنوز از بین ما بیرون نرفته است؟ خطاب رسید:‌ای موسی! وقتی تو سخنت را با این جماعت گفتی، آن جوان شرمنده شد و ترسید كه در میان جمع سرافكنده شود. ما نمی‌توانیم شرمندگی بنده خود را ببینیم، بنابراین گناهانش را تبدیل به حسنات كردیم و باران را بر شما نازل نمودیم.